سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

333

تاريخ ايران ( فارسى )

در اينجا سروكار ما مخصوصا با موادى است كه بايران مربوط مىباشد و آنها بدين قرارند - « برانگيختن جنگهاى دائمى و پردامنه نه تنها در عثمانى بلكه در ايران و باز سوئد بايستى تجزيه شود و ايران هم مطيع و منقاد گردد و غيره » اين كلمات بر هريك از فرزندان تحصيل‌كردهء ايران معلوم و مانند يك ناقوس در گوشش طنين‌انداز - است . بدينسان وصيت‌نامهء پطر كبير هرچند در اروپاى غربى كمتر كسى از آن آگاهى دارد تا آنجا كه بايران مربوط است يك وسيله و آلتى از سياست و رويهء روسيه بدست ميدهد كه نميتوان نفوذ و تأثير آن را از نظر دور داشت . تصرف دربند بوسيلهء پطر 1135 هجرى ( 1722 ) در اينموقع پطر كبير بالاخره بر سوئد غلبه يافته و براى سوق دادن قواى خود به جاهاى ديگر آزادى كامل يافته بود . بنابراين براى استفاده از ضعف ايران بسوى اين كشور شتافت و در عين حال ميخواست از نزديك شدن تركها به بحر خزر جلوگيرى كند . در وقتىكه سلسلهء صفويهء در حال احتضار بود پطر سفيرى بدربار سلطان حسين فرستاده بود ، ولى اين سفير در ورودش خود را بافغانهاى فاتح معرفى نمود و تقاضاى جبران تعديات و خساراتى را كه بر اتباع روس در شماخى وارد شده بود نمود . محمود كه معلوم مىشود در سياست خارجى اطلاعاتى نداشته است بسفير مسكوى اطلاع داد كه نميتواند نه بر ازبكها و نه بر لزگىها نظارت داشته باشد . اين مطلب روشن بود و احتياج بدليل نداشت ولى اعتراف قضيهء تجاوز را تائيد و تقويت نمود و پطر هم معلوم است كه براى اقدامات بعدى خود را محق يافت . او يكدسته از سفاين خود را حامل بيست و دو هزار نفر پياده نظام از راه ولگا فرستاد و با سواره‌نظامى كه از حاجى طرخان « 1 » حركت نموده بودند در داغستان بهم پيوستند . در اينجا پطر اعلاميه‌اى انتشار داد مشعر بر اينكه هيچگونه خيال توسعهء

--> ( 1 ) - « پ . ح . بروس » يك سرباز اسكاتلندى دولتمند كه در اين لشگركشى شركت داشته در كتاب « خاطرات خود » در اين‌باره شرح نيكوئى داده است . همچنين كتاب « فتوحات روسيه در قفقاز » بقلم « جان ف . بدلى » را كه خيلى ذى قيمت مىباشد و از روى وقايع مضبوطهء خود روس‌ها تأليف شده و « قارص و ارضروم » تأليف ژنرال و . مونتيت را مورد استفاده قرار داده‌ام . ( مؤلف )